تقویم تاریخ
تولد اردشیر كامكار ( - 1341) نوازنده كمانچه
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید



آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 133
بازدیدهای دیروز : 41
کل بـازدیـدها: 1742805
پژمان پارسایی

خانه شعر و ترانه یکساله شد (بخش اول)

بازگشایی خانه شعر و ترانه در ماه مبارک رمضان و در میلاد امام مجتبی(ع) اشارتی است به این دقیقه که شعر و ترانه با خویشتن داری و کرامت همراه است از ماه رمضان دریچه ای به سمت شعر و ترانه باز است که سُرایندگان و سَرانیدگان شعر و ترانه دست و دل و دهان و گوش و چشمی شسته دارند و باز و بی نیاز از هرگونه آز و از میلاد امام حسن(ع) پنجره ای دیگر به سمت و سوی شعر و ترانه باز که هنرمندان این عرصه سرشار از صبر و صلح و سخاوت و کرمند

همزمانی این دو مقام، ماه صیام و میلاد امام، با بازگشایی این خانه، بی چیزی نیست

اما این که این خانه که پیوسته در آن بانگ چغانه بوده است چند ساله است و چه بزرگانی در این خانه آمده اند و رفته اند، سخنی است که در جای و فضای خویش باز گفته خواهد آمد.

اکنون مهمتر از آن، می تواند توجه به این نکته باشد که چه کسانی می شود و می توانسته و باید و شاید به این خانه بیایند و بروند و در این روند و آیند، رمزی و حدیثی بپرسند و بگویند.

اینکه بزرگانی چون درویش خان و نورعلی برومند در این خانه ساز زده اند و درس گرفته اند و درس داده اند، بی تردید قابل ملاحظه است و مهم، اما اینکه چه درویش خانهای دیگر و چه نورعلی های برومند دیگر، قرار است، در این خانه درس بدهند و بگیرند، در خور توجه، بیشتری است که هنر نجیب و اصیل و فاخر و فرازمند پارسی در همه شعبه ها و رشته ها و در هیچ دوری از ادوار هنری، بی حجت و دلیل نبوده است و مباد.

 چه سود اگر، با تاریخ این خانه آشنا باشیم ولی نتوانیم تاریخی تازه تر در همین خانه به ثبت برسانیم؟ چه فایده اگر، با میرزا عبدالله و میرزا حبیب الله سماع، آشنایی به هم برسانیم ولی میرزا عبدالله دیگری و میرزا حبیب الله دیگرتری به جامعه هنری نتوانیم و یا نخواهیم معرفی کنیم؟

آیا افتخار است در حیاطی سیگار گیراندن که آن هنرمند بزرگ در آن قلیان چاق کرده است؟

آیا چیزی به دست میآید با دست کشیدن بر پیانوی پیری که انوشیروانی به آن دست نهاده است؟

آیا بر پله هایی گام نهادن که فرامرز پایور و روح الله خالقی استاد بیکچه خانی و ابوالحسن صبا و ... حسن کسایی و هم بر این قیاس کن... بر آن گام نهاده اند، خبری از معراج هنر، با خود به همراه دارد؟

 دانستن این که شاهزاده هرمزی در این خانه، ساز تدریسش همواره کوک بوده است، آیا رازی از کمال کار و نقد روزگار هنر، باز می گشاید؟ اگر هم به این بسنده کنیم؟

مرور خاطرات هنگامه اخوان در این خانه رهنمون به چه عبوری خواهد بود؟

تأمل در این باب که رضوی سروستانی و پریسا، پس از ورود محمدرضا شجریان به این خانه، از این خانه رخت برمی بندند، به چه خواهد انجامید سر آخر؟

 حسرت خوردن بر حاصل کوشش و جوشش 7 ساله شاهزاده هرمزی و استادان فروتن و نورعلی در راستای ضبط ردیفهای موسیقی ایرانی و رنگ ها و نغمه های بدیع تاریخ موسیقی در خالیگاه و استودیوی درویش خان، آثاری که به همدستی هنگامه اخوان و محمد موسوی از این دانشکده خارج شده است، چه گرهی از گره کور این خانه خواهد گشود؟

پی بردن به این راز که اثری همچون « تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن» در این خانه ضبط شده است تا کجا و چرا مهم است؟

 این خانه، همه خاطرات مشترک هم کلاسیهایی است که در این مدرسه درس موسیقی فرا گرفته اند پریسا و هنگامه اخوان و عطاء جنگوک و کامران داروغه و رضوی سروستانی و آنها

 با حضور آموزگارانی چون یوسف فروتن، بیکچه خانی و استاد علی اصغر بهاری واینها

آن آموختگاران و این آموزگاران همه و همه عزیزند و دوست داشتنی اما دانستن اینهمه علوم از آن خانه چه در چنته خواهند موسیقی خواهد افکند؟

بی تردید، تاریخ سطحی و شطحی آن خانه، دانستنی است اما دانایی آن است تا در کنار نو کردن در و دیوار آن خانه، بر بام این خانه شویم به نو کردن ماه تاریخ تازه اتاقهای کهن این خانه، اکنون برای شنیدن زخمه ای تازه، دخمه ای است که خمیازه می کشد تا در دخمه ها، زخمه ها، بانگ کنند چند خوان راه است؟ گفت:

 باران مگو

 بباران.

از آموزگاران بنام این خانه کهن گفتن و شنفتن راهی به دهی نخواهد برد اگر سبق علم آنان، تحقیق نشود. شایسته آن است تا علم این گرامیان به تحقیق آید و کشته های آنان که اکنون ما خورند آنیم به هوش و حواس جمع، هضم شود مگر ما نیز بتوانیم بکاریم خورندگانی را که در راهند.

بایسته آن است که چشم امید به آموختگاران « آموخته گاران» و آموزگاران تازه تاریخ و تاریخ تازه هم این دم، اینک، اینزمان بگشاییم که این تازگی از خدای احد و واحد که کل یوم هو فی شأن دأب خداوندگاری اوست بعید نیست و نبوده اذلا و ابدا.

مرور و مطالعه تاریخ هنر، آنگاه کارآمد است که به تغییر و تفسیر هندسه ذهنی و زبانی بینجامد وگرنه چه حاجت که زحمت بریم؟ آیا ما دربانان درگیر موزه های کهنیم؟ و راستی را آیا هنر، کهن می شود؟

سن تقویمی باران که هم از آغاز خلقت می بارد و می بارد تا هم اکنون چند است و چون؟ باد و خاک و آتش که هم از نخستین روزهای توجه وتی تی بشر با بشر بوده است تا امروز که از تی تی به هندسه گیتی رسیده است، چند ساله اند؟

آیا باران، پیرو فرسوده شده است؟

 آتش و باد آیا کهن شده اند؟

 زنده ها مرده اند اما زندگی همچنان جاری است و به قول آن پرستوی مهاجر، پرواز، در خاطرها و خاطره ها ثبت است اگر پرنده ها مرده اند.

تاریخ آیینه عبرت است و عبرت عبور است و تاریخ دانان و خوانان، عابران همواره کوچه های از نادیدنی و ناشنیدنی لبریز و سرشار.

گذشته ای که ذهن را در خود، نگاه دارد، حالی ندارد، آینده که هیچ!

موسی کوتقی و یا به قولی یا کریمی که بر بالای پرده اتاق شعر و ترانه، آشیانه بنا نهاده است با زبان بی زبانی می سراید که:

هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

ادامه دارد...

بخش دوم

بخش سوم



تاریخ تهیه: ۱۳۹۱/۰۴/۳۱