تقویم تاریخ
تولد مهرداد كریم خاوری ( - 1347) نوازنده و هنرآ ...
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید



آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 84
بازدیدهای دیروز : 88
کل بـازدیـدها: 1778416
پژمان پارسایی

باغلامان (دیوان )

باقلاما از نظر لغوی به معنی نَبندْ(فعل امر از مصدر بستن:bağlamak) همچنین به معنای اتصال(بند و بست) كه این معنا به مفهومی كه در موسیقی دارد نزدیكتر است.در موسیقی مردمی ترك باقلاما به معنی سنتی دیرینه (نوعی رقابت و مسابقه شعری) است. در این مسابقه که اغلب روزهای متوالی به طول می انجامیده است، عاشیق­ ها به مصاف هم رفته و داستان گویی می­ کردند. شخصی که شعرها و نغمه­ های بیشتری در حافظه داشته،برنده اعلام می شده و اغلب ساز رقیب را نیز به عنوان نشانی از پیروزی از او می­ گرفت.این سنت در آذربایجان و ترکیه رواج داشته است. این سنت در آذربایجان غربی از میان رفته، اما در ترکیه هنوز رواج دارد. سازهای زهی موسیقی مردمی تركی، قدمتی در حدود 2000 سال دارد. روایت های مختلفی در مورد پیدایش این سازها نقل شده است. یكی از این روایت ها این است: "یكی از مردان شجاع شكارچی، در هنگام برگشتن از شكار جایی به استراحت می­ پردازد. در حین استراحت صدایی متفاوت و بسیار زیبا به گوشش می­رسد، وقتی­ كه به جاده­ ای كه صدا از آن می­ آمد نگاه كرد، متوجه شد صدا از وزش یالِ اسبی مُرده در یك كرجی می­ آید. مویی از یالِ این اسب در ارتعاش باد در اهتزاز بود و با حركت بیشه­ زار اطراف صدایی موزون را تشكیل می­ داد. شكارچی به كرجی وارد شد و سعی كرد با انگشتانش بر موی اسب ضربه وارد كند، او صداهایی را كه به این طریق تولید می ­كرد دوست داشت. و به همین دلیل هیچوقت آن كرجی را ترك نكرد." در اینجا فرض بر این بوده كه اولین سازهای زهی بدین شكل ساخته شدند. روایت دیگری كه در این مورد گفته شده این است كه تیر و كمانی كه به منظور شكار و جنگ بكار می­ رفته چون با ضربه یا مالش سیمِ كمان همراه بوده با توسعه بیشتر به سازهای زهی تبدیل شده است. درواقع قُپوزی كه درزمان دَدَكوركوت (Dede Korkut) رایج بوده، هم با انگشتان و هم با آرشه نواخته می­ شده و این در فرهنگِ تابعِ ترك ها مهم است،كه مثلاً چنین سازهایی در هنگام حفاری اجسادِ مردهِ اسب ها به وجود آمده اند. تا دوره­ های اخیر ساختارِ باقلاما به سرِ اسب تشبیه می­شده و از موی اسب به جای سیمِ این ساز استفاده می شده است. اولین نوع این سازهای زهی قپوز (kopuz) نام دارد. گفته شده كه قپوز به­ وسیله دَدَكوركوت اختراع شد. قپوز به عنوان اصطلاحی كلی، بیش از یك نوع ساز زهی را شامل می­ گردد. این ساز با انگشت و آرشه نواخته می­ شود. گونه­­ های دیگر آن با دسته بلند یا كوتاه بوده­ اند، كه با پوست روی صفحه ساز، با دو یا سه سیم از موی اسب یا ابریشم بدون پرده و یا با پرده هایی از روده گوسفند یا روده گرگ تهیه می­شده،نواخته می­شد. قپوز سازی است كه اصالتاً از آسیای مركزی آمده است و پیشینه­ باقلاما فرض شده است. این ساز از گذشته تا به حال تغییرات بسیاری كرده و امروزه به نظر می­ رسد كه با باقلاما تقریباً همانند است. در حالی كه باقلاما بیشتر در آناتولی توسعه یافته است. در کتاب دائره­ المعارف سازهای ایران تألیف محمد­رضا درویشی درمورد باقلاما آمده: «باقلاما در اصل ساز ملی قوم ترک و منطقه آناتولی است و در میان مردم ترک و کرد زبان ترکیه و شمال عراق رواج دارد. در چند دهه گذشته باقلاما و سازهای هم­ خانواده آن بیشتر توسط مهاجران کرد عراقی به آذربایجان غربی و کردستان ایران آورده شده است. گمان می ­رود که باقلاما و سازهای هم­ خانواده آن محصول تغییر و تحولی است،که روی قوپوز صورت گرفته است. قوپوز، ساز مورد استفاده اوزان­ های قرون گذشته ، اجداد عاشیق­ها و بخشی­ های ترک­ نژاد ، بوده است.باقلاما و سازهای هم­ خانواده آن نقش مهمی را در انتقال فرهنگ و موسیقی ترکی به عصر حاضر ایفا کرده­ اند. همانطورکه ذکر شد، سازهای خانواده باقلاما محصول تغییر و تحولاتی است که در قوپوز داده شده است. بنابر برخی از روایت ها قوپوز را دده قورقود بزرگترین خنیاگر و پیر همه اوزان ­ها ساخته است. این ساز ‌‌(قوپوز) درواقع نماد ولایت و جد بزرگ ایل بوده و به عنوان قدرت ­دهنده ایل باعث اتحاد و برابری میان مردمان می­ شده، روح­ های خبیث را از میان ایل می­ رانده و فراخواننده روح­ های خوب و پاک بوده است. قوپوز عموماً به گروهی از سازهای زهی اطلاق می ­شده، که بیش از یک وتر داشته­ اند.در داستان های دده قورقود به نام های قولچا قوپوز، قورولچا قوپوز و آلچا قوپوز برمی­ خوریم. واژه باقلاما می ­تواند به مفهوم پرده بستن (دستان­ بندی) بر روی قوپوز و سازهای هم­ خانواده آن و نیز بستن و سوار کردن صفحه ساز بر روی کاسه طنینی باشد. در آناتولی سازهای خانواده باقلاما را می­ توان با نام های گوناگون مشاهده کرد: باقلامای بلغاری، بوزوق، جورا، ساز، چوگور، دُمبررا، دینقیر، دینقیرا، گیلبوت، گوموز، هوره­ک، ایکی تئللی، قوپوز سازی، تاکور، زیمبرا، شونقور، بوزوک، یئلتمه، تنبورا و ... . بدین­ترتیب برای این خانواده از سازها واژه باقلاما یک اسم عام محسوب می ­شود. امروزه در آناتولی ناحیه­ ی یافت نمی ­شود که نواختن باقلاما در آن رایج نباشد؛ زیرا باقلاما از جمله سازهایی است که به صورت انفرادی نیز مورد استفاده قرار می­ گیرد. این ساز قابل حمل و نقل است، اندرونی است و در فضای باز کمتر نواخته می ­شود و نیز وسیله مناسبی برای بداهه­ نوازی و انتقال احساسات گوناگون است. درواقع تمام ویژگی ­های موسیقی خلق (Halk müsik) را دارد. اگرچه این ساز با چگور تفاوت دارد، اما گاه چگور نیز نامیده می­شود. امروزه با افزایش وترها و دستان­ها این ساز تکامل یافته و قابلیت ­های اجرایی آن افزوده شده است.نواختن باقلاما را بدون استفاده از مضراب و توسط انگشت ها، شلپه (şelpe) می­گویند.» همچنین در ارتباط با موسیقی عاشیقی شرق تركیه و موسیقی ترکی آذربایجان غربی دركتاب آئینه و آواز تألیف محمد­رضا درویشی چنین آمده:«موسیقی ترکی آذربایجان غربی گرچه با موسیقی آذربایجان شرقی هم ریشه است؛ اما به سبب همسایگی با ترکیه، تأثیرات نمایانی را از موسیقی شرقی ترکیه پذیرا شده است. شاخص­ترین نوع موسیقی ترکی در آذربایجان غربی، موسیقی عاشیقی (موسیقی خلق/ Halk müsik) است. به ­جز تأثیرات موسیقی شرق ترکیه، حضور فرهنگ ­های کردی، ارمنی و آسوری نیز تا حدودی موجب تمایز یافتنِ موسیقی عاشیقی آذربایجان غربی و شرقی شده است. عاشیق ­های آذربایجان غربی بی­همراهی «بالابان» و «دایره» (قاوال) به اجرای موسیقی می­پردازند و به همین دلیل، در مقایسه با عاشیق ­های آذربایجان شرقی، کارشان دشوارتر است. حضور بالابان و دایره (قاوال) در موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی و جمهوری آذربایجان تا حدودی باعث افت نوازندگی و خوانندگی عاشیق ­ها شده و با گذشت زمان از قدرت آنها کاسته است. این در حالی است که عاشیق ­های آذربایجان غربی چون یک تنه به اجرای موسیقی می ­پردازند، ناچارند که هم در خوانندگی و هم در نوازندگی چیره دست باشند[چیزی كه در مورد عاشیق های آناتولی نیز صادق است]. بطورکلی می­ توان چنین گفت که موسیقی عاشیقی آذربایجان غربی از یک سو با موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی و جمهوری آذربایجان، و از سوی دیگر با موسیقی عاشیقی شرق ترکیه پیوند دارد و به مانند پلی موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی و ترکیه را به هم پیوند می­دهد. با وجود این، نزدیکی و ترادف نغمه­ های عاشیقی آذربایجان غربی با ترکیه بیش­تر است؛ بطوری­که بسیاری از «هاوا»­های عاشیق های ترکیه توسط عاشیق­ های آذربایجان غربی نیز اجرا می­شود.سازهای عاشیقی آذربایجان شرقی و غربی یکسان است، اما تعداد سیم­ های ساز در آذربایجان غربی کمتر است. ساز عاشیقی آذربایجان شرقی معمولا" دارای 9 سیم است که در سه ردیف سه­ تایی کوک می ­شوند. عاشیق­های آذربایجان غربی معمولا" در ردیف وسط به جای سه سیم، از یک سیم استفاده می­ کنند و در نتیجه، ساز آنها دارای هفت سیم است. تعداد پرده­ های ساز عاشیقی معمولاً 13- 14 پرده است.» اغلب به دلیل شباهت در شکل ظاهری، باقلاما و دیوان را با چگور(قوپوز) که ساز عاشیق ­های آذری است، اشتباه می­ گیرند؛ ولی به خاطر سیم­ بندی متفاوت و تعداد پرده­ ها (دستان ­ها) و نیز اختلاف اساسی در ساختمان و طریقه نواختن متفاوت؛ صدادهی (سونوریته) جداگانه­ ای دارد. در كُردستان ایران اغلب این ساز را (بدون در نظر گرفتن اندازه) با همان نام دیوان می­خوانند. در کتاب سازهای کُرد كه این ساز را یك ساز كُردی معرفی كرده است،درباره این باره چنین می­ خوانیم:«این ساز بیشتر در بین مردم ترکیه و کُردستان ایران و عراق که زبان و فرهنگ و رسوم تقریباً مشابه ی دارند متداول است. در ترکیه دوستداران فراوانی دارد و برای اجرای ملودی­ های سنتی از آن استفاده می­ شود. الگوی ساخت دیوان در مناطق کُردستان ایران از دیوان ترکیه گرفته شده است. این ساز از نظر فیزیکی شباهت های فراوانی با تنبور دارد. دیوان دارای هفت سیم با ضخامت های متفاوت است. از پایین به بالا دو سیم اول فلزی و ظریف، و سیم سوم ضخیم و به شکل فلزی فنری است. سیم های چهارم و پنجم نیز به همین ترتیب است. سیم ششم فلزی ظریف بوده، سیم هفتم مانند سیم سوم است و با فاصله یک تا یک و نیم میلیمتر از یکدیگر قرار می­ گیرند. در کردستان هنوز این ساز را به روش های قدیمی می­ سازند، ولی در ترکیه این ساز به وسیله دستگاه ­های پیشرفته و کُپی تراش های مدرن ساخته می­ شود. کاسه دیوان از سه­ تار و تنبور بزرگتر و دسته آن هم بلندتر و قطورتر است. سه سیم اول این ساز با هم گرفته و کوک می ­شوند و دو سیم بعدی نیز و دو سیم آخر هم به همین ترتیب کوک می­ گردند. بنابراین دیوان درواقع سه سیم دارند (هفت سیم در قالب گروه سه­ تایی، دوتایی و دوتایی). البته گاهی در یک دسته از سیم ها کوک دو یا سه ممکن است تفاوت كند.» ارسلان كاوه دیوان­ نواز كُردستان (ایران) دراین­ باره چنین می­ گوید: «دیوان یك ساز سنتی و قدیمی است كه بنا بر گذشته تاریخی آن، تكامل یافته تنبور است. تصویرِساز تنبور در بسیاری از نقش­ برجسته­ های باستانی تركیه و همچنین در طاق­بستان كرمانشاه دیده می­شود، كه نشان ­دهنده قدمت این ساز است. دیوان، سازی است با دسته­ ای بلندتر از تنبور كه به شكل های گوناگون در مناطق كردنشین تركیه و میان تركان و مناطقی از شمال عراق (هه ولیر) نواخته می­ شود. این ساز بیشتر در مناطق كرد و ترك­ نشین متداول است. به عقیده من این ساز مخصوص ترك ها یا كُردها نیست، این ساز متعلق به كسانی است كه آن را به خوبی و شایستگی می­ نوازند». در مورد نوازندگان این ساز كاوه چنین معتقد است كه: «در ایران متأسفانه ما دیوان­ نواز شاخصی نمی­ شناسیم.استادان بسیاری هستند كه این ساز را خیلی خوب می­ نوازند و تدریس می­ كنند‌‌، اما شناخته شده نیستند. در تركیه و عراق استادانی مانند عارف ساق، چیلر دومان، موسی اَرُقلو و مُراد بَكتاش شناخته شده و شاخص­ اند.» آنچه مشخص است اینكه امروزه این خانواده سازی از آذربایجان تا بالكان به خصوص بین مردم تركیه و كُردها (ایران/عراق/تركیه) رواج فراوانی دارد و وسیله اصلی اجرای موسیقی مردمی است(گرچه در دیگر سبك های موسیقی مانند پاپ و عَرَبِسك و... نیز مورد استفاده فراوان است). انواع مختلف باقلاما:باقلاما در واقع یكی از سازهای خانواده­ ای از سازهای تقریبا هم­شكل، ولی با اندازه ­ها و تعداد سیم­ های متفاوت است. خانواده باقلاما(Bağlama ve Ailesi) كه شامل سازهای مختلفی است؛ در موسیقی مردمی تركیه به دو صورتِ با مضراب و بدونِ مضراب نواخته می­ شوند. خانواده باقلاما از سازهایی چون جُورّا (curra)، دیوان­سازی (divan sazı)، بُزوك(bozuk)، چگور (çöğür)، بولگاری(bulgari)، ایكی­تَلی (iki telli) و میدان­سازی (meydan sazı) را دربر می­ گیرد. این ها همگی به باقلاما شباهت ‌ظاهریِ بسیاری دارند.مورد استفاده ترین انواع باقلاما این ها هستند: جُورّا: این ساز دو نوع و دو انداره متفاوت دارد. این نوع از باقلاما دارای كوچكترین سایز است. جُورّا می­ تواند با 2 یا 3 سیم باشد، سیم های تحتانی، 1 سیم میانی و 1 سیم فوقانی.امروزه این ساز با 6 سیم جفت بكار برده می شود. 2 سیم تحتانی، 2 سیم میانی و 2 سیم فوقانی. نوعی كه با انگشت بدون استفاده از مضراب نواخته می ­شود جُورّا انگشتی خوانده می ­شود. هم­چنین دَدَسازی، روزبا و ایریزْوا باقلاما، سازهایی دیگر به غیر از جُورّا هستند. همگی آنها با 3 ردیف سیم با مضراب نواخته می­ شوند. این سازها دارای كوك های متفاوتی هستند. شماره پرده سازها می­ تواند 9، 12، 19 و 23 متغیر باشد. لغت جُورّا به معنی سازی است كه اُكتاوهای صدایی زیر و تیزی دارد. اندازه كاسه جُورّا از 22 تا 29 سانتی متر درازا دارد. طولِ سیم های آن 46.9 سانتی متر است.ضخامت این سیم ها كه همگی فولادی هستند در ردیف تحتانی 0،15 میلیمتر، در ردیف تحتانی 0،20 و در ردیف فوقانی 0،13 است.كوك جُورّا متغییر است و می تواند مانند باقلامای دسته كوتاه یا بزرگ كوك شود. باقلامای دسته كوتاه: این نوع بزرگتر از جُورّا است. باقلاما دسته كوتاه خود دو نوع است. باقلاما دارای 7 سیم (پنج سیم فولادی و دوسیم ابریشم/فنری)است. سایز كوچك معمولاً چُقور( çöğür) نامیده می شود. اندازه كاسه چُقور34 سانتی متر بوده، و بلندی دسته­ اش 45 سانتی متر است. سیم هایش كاملاً شبیه به باقلامای معمولی است.سایز بزرگ باقلاما(kısa sap Bağlama) خوانده می شود. اندازه كاسه باقلامای معمولی 40 سانتی متر و طول دسته­ اش 60سانتی متر است.كوك معمولی باقلامای دسته كوتاه به ترتیب از پائین ترین سیم رِ( re)، سُل(sol )، لا(la )است. دیوان­سازی: نام دیگر این ساز باقلامای دسته بلند(uzun sap bağlama)است.اندازه كاسه­ اش 50 سانتی متر، طولِ دسته­ اش65 سانتی متر است. این ساز دارای 7 سیم است ولی در گذشته 9 سیم داشته است. كوك معمولی باقلامای دسته بلند به ترتیب از پائین ترین سیم لا(la )، رِ( re)، سُل(sol ) است.منظور از كوك معمولی،كوكی است كه اغلب مقام ها و ترانه ها با آن قابل اجرا است. میدان­سازی:همان طور كه از نام آن پیدا است در قدیم در میدان ها و مكان های عمومی استفاده می شده است.اندازه كاسه­ اش 60 سانتی متر، طولِ دسته­ اش72 سانتی متر است. این ساز دارای 12سیم است. ساختار باقلاما: شامل 2 بخش اصلی می­گردد: كاسه و دسته. پشت كاسه از چوب های نازكی پوشیده شده كه به كاسه­ ای از چوب های درختانی چون ناروَن، توت و اَردَج ساخته شده؛ اتصال می­ یابد. كاسه دسته را هم دربر می­ گیرد(محل وصل به دسته) كه آن هم از چوبِ درختانی سبك و بادوام مثل زیرفون و اَردَج ساخته می­ شود. در بخش پایین­ كاسه، یك قسمت كوچك به نام خَرَكِ تحتانی اضافه گردیده است، كه در آنجا سیم ها به هم گره می­ خورند. البته سیم هایی كه در آنجا گره خورده­ اند از آنجا به خرك میانی می­ رسند(جایی كه سیم ها از روی پُل یا خرك عبور كرده و به بالای دسته اتصال«گوشی ها» می ­یابند). این خرك میانی می­ تواند حركت كرده و در صورت لزوم تنظیم شود. پرده­ ها طوری بر دسته ساز بسته می ­شوند كه سیستم صدایی موسیقی مردمی تركیه را با تغییرات اندكی مطابق با همان ناحیه ایجاد نماید. در انتهای دسته گوشی ­ها با زاویه 15 درجه به عقب قرار گرفته­ اند. انتهای دیگر سیم ها در سوراخ هایی كه در هر قسمت گوشی تعبیه شده، گره می­ خورند. گوشی ها به منظور كوك كردن ساز و كوتاهی و بلندی سیم ها كاربرد دارند. یك خرك فوقانی در بالای دسته قبل از گوشی ها تعبیه شده تا از رها شدن سیم ها و به هم خوردن كوك جلوگیری نماید. كاسه: 2 نوع كاسه وجود دارد یكی به روش قالبی و دیگری به شیوه ورق ه­ای(تركه ای). كاسه قالبی از كُنده درختان ساخته می ­شود. در این روش كُنده ای كُلفت انتخاب شده و شكاف داده می­ شود؛ در بیشتر موارد از تنه درختانی چون توت، شاه بلوط و آلوش استفاده می ­شود. كُنده وقتی شكاف داده می­ شود كه كاسه درخت تازه باشد. باید توجه داشت كه ضخامت این كُنده برای تهیه كاسه باید یكنواخت بریده شود. به­ منظور حفاظتِ كاسه ساز از خراب شدن و فساد باید كاسه شكاف داده شده از چوب درخت را روباز گذاشت تا خشك شود .در روش ورق ه­ای در ابتدا قالب با توجه به شكل كاسه ساخته می­ شود.چوب هایی كه بدین روش برش می­ خورند در ابتدا باید حرارت ببینند و سپس این قطعات در كنار هم با لایه نازكی از چسب به یكدیگر چسبانده می­ شوند، به منظور شل نشدن باید دور این قطعات با قیطانی بسته شود. صفحه ساز: این بخش كه به منظور ایجاد صدایی خوب از ساز بسیار مهم و اصلی به شمار می­ آید. صفحه ساز را با روغنی از درخت صنوبر آغشته می ­سازند، لایه نازكی هم برای استفاده در خرك پایینی (جایی­كه سیمها به آن گره می­ خورند و قابل جابجایی است) بكار می­ رود. در بخش كاسهِ ساز از چوبِ درختانی كه رنگشان تیره است استفاده می­ شود. دسته و پرده­ ها: برای دسته، از چوبِ درختانی چون بلوط استفاده می­ كنند. درختی كه چوبش مورد انتخاب قرار می­ گیرد، باید رگه ­دار بوده و گره­ ای نداشته باشد. این چوب ها به شكل مثلثی بریده می­ شوند و به اندازه طولِ دسته جدا می­ شوند. پس از اینكه آن ها به قدر لازم خُشك شدند یا در كوره خُشكانده شدند، در بعضی قسمت های بالای خَرَك سوراخ­ هایی با زاویه 15 درجه تعبیه می­ شود. سپس قسمت هایی از دسته محاسبه شده و به منظور پرده­ بندی، علامت­ گذاری می­ شود. پرده­ ها عموماً از نخ پلاستیكی مشكی تهیه می­ شوند. شماره پرده­ ها در باقلامای دسته كوتاه 19 و در باقلامای دسته بلند 24 است. به منظور بستن پرده­ ها بر روی دسته در ابتدا آن ها را می­ پیچانند و پس از 4 بار گردش دور دسته، گره می­ زنند. پرده­ ها نباید خیلی سفت یا خیلی شُل بسته شوند. یعنی طوری روی دسته بسته شوند كه قابل حركت و جابه ­جایی باشند. گوشی­ ها: پس از اینكه باقلاما تكمیل شد و پولیش خورد،قسمت خاصِ گوشی ­ها(سر پنجه) سوراخ می ­شود. 4 سوراخ در سمت روی دسته و 3 سوراخ در طرف كنار آن ایجاد می­ شود. گوشی ­ها بوسیله چرخِ دستگاهِ تراش از چوبِ درختانی مثل مَمرَز، بلوط و شمشاد تهیه می­ شوند. ساختمان گوشی­ از پایین به بالا ضخامت می­ یابد و با یك انحراف كوچك، سوراخی در برآمدگی­ اش كنده می ­شود تا سیم بتواند از میانش عبور كند. خَرَك: 3 خرك بر روی باقلاما وجود دارد. 1- خرك میانی این خرك كه مهم ترین خرك بر روی ساز است سیم ها را از سطح كاسه جدا كرده و برای تشكیل صدایی مناسب قابل جابجایی است. این خرك در حدود 8 تا 10 سانتیِ ازطرف پائینِ كاسه ساز واقع شده كه نه باید زیاد بلند باشد نه زیاد كوتاه. شكاف های كوچكی بر روی آن زده می­ شود، تا سیم ها از میانش عبور كنند. 2- خرك بالایی بر روی دسته،خرك بالایی جایش در انتهای دسته قبل از شروع پرده­ هاست. كه كارش كاستن از طول سیم ها از دسته به بخشِ مركزی است. 3- خرك تحتانی جایی­ كه سیم ها در آنجا گره می­ خورند. خرك ها معمولاً از شاخ، استخوان، عاج و چوبِ درختانی سخت چون شمشاد ساخته می ­شود. سیم ها: در قدیم از موی اسب، روده و ابریشم به جای سیم استفاده می ­شد.اما امروزه بیشتر سیم های فولادی كه صدای بهتری می­ دهند استفاده می­ شوند، همچنین برخی از سیم ها ابریشم/فنری هستند. مضراب: این وسیله كه برای نواختن باقلاما به كار می­ رود.مضراب یا تَزَنه نامیده می شود. تَزَنه از موادی مثل صدف، چوبِ گیلاس، شاخ، پرِ غاز و پلاستیك تهیه می­ شود. سابقاً فقط از چوبِ گیلاس و صدف ساخته می شد. درخشش و قابل انعطاف بودن صدف و چوبِ گیلاسی كه تمیز و دارای شیره است,برای مضراب بسیار عالی به ­شمار می­ آمد. این مضراب ها پس از ساخته شدن در روغن زیتون خوابانده می ­شوند تا بادوام شده و صدای خوبی بدهند. امروزه مضراب های پلاستیكی كاربرد وسیع­ تری یافته است. كوك های باقلاما: صدای تنظیم­ شده در سازهای موسیقی كوك نامیده می­ شود. در معنای كلیِ لغت، كلمه (دوُزن) (düzen) اغلب برای سازهای موسیقی مردمی تركیه كاربرد دارد.در موسیقی مردمی تركیه، سازهای خانواده باقلاما كوك های متفاوتی دارند. اصولاً كوك های اصلی باقلاما عبارت است از:كارا دوُزَن به صورت لا- رِ – سُل و باقلاما دوُزنی به صورت رِ – سُل – لا .كوك های دیگر به موقع معرفی خواهد شد. مقایسة باقلامای دسته كوتاه(چگور) وباقلامای دسته بلند(دیوان سازی) اگرچه كوك این دو ساز متفاوت است،اما تمام قطعات و مقام ها از یك صدا بر روی هر دو ساز قابل اجرا است و نت های نوشته شده برای باقلامای دسته كوتاه با اندكی تغییر بر روی باقلامای دسته بلند قابل اجرا است و بر عكس. تمام مضراب ها و پایه های ریتمیك دقیقاً مشابه هم است، تفاوت اساسی در نوع حركت بر روی دسته است به طوری كه نواختن یك قطعه ثابت بر روی باقلامای دسته كوتاه از سیم دوم شروع می شود و در نهایت به دلیل گستره كمِ ملودیك اغلب قطعات به سیمِ سوم و اول هم حركت می شود،در حالی كه نواختن همان قطعه بر روی باقلامای دسته بلند از سیم اول شروع می شود و نهایتاً حركت به پائین دسته بر روی همان سیم است و در موارد اندكی از سیم های دیگر برای نواختن اصلِ ملودی استفاده می شود.به عبارت دیگر در باقلامای دسته بلند حركت در طول دسته است ولی در باقلامای دسته كوتاه حركت در عرض دسته،اگر حركت در عرض را تغییرِ وضعیتِ(status) دست بنامیم و حركت در طولِ دسته را تغییرِ موقعیتِ(position) دست بدانیم ، در نتیجه در نوازندگیِ باقلامای دسته كوتاه ما تغییر وضعیت دست را داریم و در باقلامای دسته بلند تغییر موقعیت دست. برای روشن تر شدن موضوع جای صداهای اصلی را بر روی دسته دو ساز نشان می دهیم.(با توجه به این كه صدای ایست و آغاز و پایان در اكثر مقام ها صدای لا است، مثالِ ما هم از صدای لا آغاز و تا اكتاو ادامه یافته است.)