سازشناسی
تقویم تاریخ
تولد اردشیر كامكار ( - 1341) نوازنده كمانچه
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید



آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 135
بازدیدهای دیروز : 41
کل بـازدیـدها: 1742807
پژمان پارسایی

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن

 مطلب زیر گفته های چهار آهنگساز پرکار درباره درگیری های خلاقانه ای است که یک آهنگساز در رابطه با خلق موسیقی انیمیشن با آن روبرو است. این چهار هنرمند دنیس م. هنیگان Denis M. Hannigan، دان گریدی Don Grady، جودی گری Jody Gray و جیمز ل. ونابل James L. Venable توصیه ها و تجربیات خود را در اختیار آهنگسازان، طراحان، کارگردانان و تهیه کنندگان قرار داده اند.

به احتمال زیاد هنگامی که یک صحنه از فیلم یا برنامه تلویزیونی ما را به خنده یا گریه وادارد، یک قطعه موسیقی هم آنرا همراهی می کند. موسیقی ابزاری اساسی است که فیلمسازان برای ایجاد یک حال و هوای خاص، جا انداختن یک شخصیت و پیش بردن یک صحنه از آن استفاده می کنند. موسیقی برای انیمیشن شرایط و مقررات خاص خود را می طلبد و این چهار آهنگساز در گفتگویی با مجله Animation World از ارتباط خود با تهیه کنندگان، کارگردانان و طراحان سخن گفته و توضیح داده اند که چگونه با کار خود مرتبط شده و در زمان نوشتن یک موسیقی به چه چیزهایی فکر می کنند.

 دنیس م. هنیگان، هولیگان میوزیک Hooligan Music

 آهنگساز مجموعه روگراتز Rugrats، گربه سگ CatDog، دنیای بیکمن Beakman’s World و در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه بیشترین اجرای یک موسیقی متن از ASCAP )انجمن آهنگسازان، نویسندگان و ناشران آمریکا(

برای آهنگسازان انیمیشن، توانایی سر و کار داشتن با مسائل فنی و ضرب العجل ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مسائل می توانند شامل ضرب العجل های کوتاه، جدول های زمان بندی نادرست و همچنین روش نقل و انتقال فایل موسیقی باشد (روش هایی مانند ProTools که یک کارگاه صوتی دیجیتالی است ، sessions، نوارهای کاست و ریل، پست الکترونیکی فایل های موسیقی و مانند این ها). من چند پروژه همزمان در دست داشتم که هر کدام شرایط خاص خودش را داشت. داشتن تجربه کار با نوازندگان زنده هم بسیار مهم است، به خصوص اگر تهیه کننده/کارگردان بخواهد در فیلم حال و هوای موسیقی زنده موجود باشد.اجرای این خواسته نیازمند چاپ تعداد بیشتری از نت های موسیقی، جلسات ضبط اضافه و طبعا زمان بیشتر خواهد بود.

 کارگردانی که به دنبال یک آهنگساز می گردد، هنگام شنیدن نوار نمونه کار آهنگساز ابتدا به این نکته توجه می کند که این موسیقی تا چه اندازه می تواند مکمل تصاویر فیلم باشد. یکی از مواردی که باید وجود داشته باشد، حس زمان شناسی عالی است- موسیقی باید داستان را به جلو ببرد، نه اینکه آنرا کند و ملال آور کند. از آنجایی که داستان و گفتگوها در اولویت قرار داردند، موسیقی باید آنها را تقویت کند نه اینکه بر این عناصر مهم غالب شود.

 فراموش نکنید که داشتن قابلیت های متعدد، توانایی نوشتن برای نوازندگان واقعی، پر کردن جدول زمان بندی همه بسیار مهم هستند، اما آیا موسیقی کاری را که باید، انجام می دهد؟

 آهنگساز هنگام صحبت درباره یک پروژه تازه با کارگردان یا طراح باید چند پرسش تعیین کننده را مطرح نماید: موسیقی مورد نظر آنها چه سمت و سویی دارد؟ آیا برای توضیح آنچه می خواهند، مثالی دارند؟ خط مشی کلی پروژه چیست و مخاطبین آن چه کسانی هستند؟ آیا در این اثر ترانه ای هم وجود دارد؟ آیا آنها به دنبال یک چیدمان موسیقایی تازه و اوریژینال هستند یا یک سبک خاص مانند موسیقی ارکسترال، راک یا مانند اینها را ترجیح می دهند؟ برای مثال، من در مجموعه گربه سگ، من از مجموعه سازهایی با ویژگی های عجیب و غریب استفاده کردم که شامل سازدهنی بیس و گیتار دوبرو Dobro (نام تجاری برای نوعی گیتار رزوناتور resonator guitar) هم بود.در کار دیگری به نام Recess من روش سنتی تری را پیش گرفتم و برای ارتباط برقرار کردن با احساسات مورد نظر تهیه کننده و هماهنگی با گفتگوها، از اجرای ارکسترال استفاده کردم.

 

یک پرسش مهم دیگر این است که بفهمید کارگردان چه مقدار موسیقی را برای این پروژه درنظر دارد. مقدار موسیقی مورد نظر او می تواند طیف وسیعی را از موسیقی لب به لب گرفته تا اندکی موسیقی در گوشه و کنار کار را دربر می گیرد. هنگامی که گفتگوی زیادی در کار باشد، نوع ساز و بلندی صدای آنها هم نقش مهمی ایفا می کند.

 آهنگسازان و کارگردانان هر دو، باید مراقب علایم هشدار دهنده ای باشند که به معنای از حد خارج شدن موسیقی است. یکی از این علایم زمانی است که به نظر می رسد انیمیشن خوب به پیش نمی رود یا زمان بندی/آهنگ حرکت ناموزون است. گاهی به نظر می رسد که موسیقی بیش از حد جلب توجه می کند و داستان/اتفاق در مقابل آن کمرنگ می شود. گاهی سبک موسیقی طوری است که به جای تقویت یا داشتن تضاد مطلوب با تصویر به شدت با آن ناسازگار است. به یاد داشته باشید هنگامی که موسیقی در بهترین حالت خود باشد، شما دیگر هنگام تماشای انیمیشن به موسیقی آن فکر نمی کنید مگر اینکه صحنه ای خاص یا کل پروژه بر پایه اجرای موسیقی یا خواندن ترانه بنا شده باشد

دان گریدی آهنگساز مجموعه ماجراهای جانی کوئست (Jonny Quest) – که برای آن کاندید جایزه تلویزیونی امی (Emmy) شد – انگلیسی جادویی (Magic English سریالی از کمپانی دیسنی)، چندین سریال و فیلم تلویزیونی دیگر دیسنی از جمله دو انیمیشن تلویزیونی دیو و دلبر (Beauty And The Beast)، داستان های محبوب کریسمس (Favorite Christmas Stories) و موسیقی چندین بازی بر مبنای فیلم های دیسنی از جمله پیترپن (Peter Pan)، پوکاهانتس (Pocahontas) است.

 

دان گریدی (don Grady)  معتقد است که :

در اصل ما از پنج نوع موسیقی استفاده می کنیم که با هر پروژه ای جور درمی آید. بعضی آهنگسازان یکی از این پنج نوع را بهتر از چهارتای دیگر انجام می دهد، تعدادی از آنها در دو یا سه نوع از آن مهارت دارند و آهنگسازانی هم هستند که از انجام همه آنها برمی آیند. تمام این ها به وسعت توانایی ها و دانش آهنگساز بستگی دارد. این پنج نوع عبارتند از اجرای ارکسترال، صداسازی و طراحی صدا ( کار طراح صدا تهیه و تنظیم تمام صداهای فیلم غیر از دیالوگ است که در اینجه منظور افکت های صوتی است که انواع ساز ایجاد می شود)، موسیقی مطابق با معیارهای روز/ مردم پسند، موسیقی منطقه ای و موسیقی یا ترانه مناسب زمان/مکان.

 از نظر من این پنج عرصه تمام جنبه های مختلف یک پروژه را پوشش می دهند. با این وجود کارگردانان/تهیه کنندگانی هستند که در ابتدا نمی دانند چه می خواهند.از این حرف منظور بدی ندارم، می خواهم بگویم که آنها خیلی از چیزی که می خواهند مطمئن نیستند. به همین جهت آنها به آهنگساز و حس غریزی او تکیه می کنند و می خواهند ببیند او به چه نتیجه ای می رسد.

 در یک فیلم انیمیشن کارگردان، تهیه کننده و طراح باید درباره نوع موسیقی که به بهترین شکل به کارشان بخورد فکر کنند. این اولین موردی است که باید بررسی شود، مورد دوم این است تمایل شخصی خودشان چیست؟ در بسیاری از موارد اولویت این دو مورد جابجا می شود و در نتیجه کارگردان/تهیه کننده به آنچه مورد تایید شخص خودشان است فکر می کنند و بعد متوجه می شوند که این انتخاب چندان کمکی به فیلم نمی کند.

من متاسفانه یک بار با کارگردانی مواجه شدم که عاشق درامز (سازهای کوبه ای) بود، من هم برایش با درامز کار کردم اما در انتهای پروژه کمپانی سازنده متوجه شد که در استفاده از درامز زیاده روی شده است. گاهی اوقات آهنگساز می تواند قضاوت بهتری داشته باشد و باید در مقابل آنچه که از اثر دریافت می کند، بهترین عکس العمل را نشان دهد.

 آهنگساز قبل از شروع کردن یک پروژه جدید، باید بپرسد که مخاطبین او چه کسانی هستند و رده سنی و جنسیت آنها چیست؟ ما قرار است برای چه افرادی جذاب باشیم؟ من گاهی هنگام انجام دادن کار برای رده سنی ۸ تا ۱۳ برای کمپانی دیسنی دچار مشکل می شوم. مانند کتاب پو (ماجراهای وینی پو The Book of Pooh( و دامبو (Dumbo)، مشکل این است که چیزی که به نظر تهیه کننده برای بچه ها جالب است، با آنچه من، به عنوان آهنگساز در نظر دارم متفاوت است. من دو بچه ۸ و ۱۲ ساله دارم، پس من درواقع می توانم تست تماشاگر را با آنها انجام دهم.

 

شاید آنها از نظر موسیقی کمی بیشتر از بچه های دیگر اطلاعات داشته باشند، چون در محیطی موزیکال بوده اند. با وجود این من همواره به همان نتیجه همیشگی می رسم که این است: یکی از وظایف آهنگساز این است که تهیه کننده را به ترکیب کردن هر دو نقطه نظر تشویق کند. بسیاری از آهنگسازان تسلیم خواسته های کارگردان می شوند و ما کارمان برآورده کردن دیدگاه های کارگردان است. و این اولین اصل کار ما است.

با این وجود ما باید سعی کنیم که این پروژه را تا جایی که می توانیم ارتقا دهیم، بنابراین من به خصوص هنگامی که مخاطب بچه های کوچک باشند، سعی می کنم که یک پله از حد عادی بالاتر بروم. بسیاری از تهیه کنندگان تصور می کنند که باید یک موسیقی پر سرو صدا و شلوغ داشته باشیم اما این اصلا واقعیت ندارد. من فکر می کنم شما از همان ابتدا می توانید بچه های کوچک را، حتا زمانی که در رحم مادر هستند، با موسیقی جالب تری آشنا کنید.

 در خصوص رابطه بین آهنگساز و تهیه کننده/کارگردان باید بگویم که هر تهیه کننده/کارگردانی با دیگران متفاوت است، پس شما باید کار را با نوشتن برای “آنها” آغاز کنید. من با کارگردانی کار می کردم که قبلا سه مرتبه با هم کار کرده بودیم و هربار به محض اینکه صدا از حد میانه به سمت زیر شدن متمایل می شد، اعتراض می کرد و می گفت “راستش من اصلا این هارپ (چنگ) را در این قسمت دوست ندارم، سازهای زهی را هم همین طور، خیلی صدای زیری دارند” به این ترتیب هنگامی که من فیلم سوم او را کار می کردم، همه چیز تیره و خموده بود. این خانم به هیچ وجه با یک جور هارپ، ساز زهی و پیانو کنار نمی آمد.

اتفاقا من در یک مهمانی که این خانم هم در آن حضور داشت بودم و شنیدم که او از اتفاقی که در کودکی برایش افتاده بود، برای کسی تعریف می کرد. برادر کوچک او با یک هفت تیر ترقه ای در گوش او شلیک کرده بود و از آن زمان به بعد گوش او مشکل پیدا کرده بود و بعضی صداها در گوش او صدای وزوزی ناراحت کننده ایجاد می کردند. من با عصبانیت به او گفتم “تو هیچ وقت این ماجرا را برای من نگفته بودی!” و او گفت” این ماجرا چه ربطی به کار دارد؟

و من گفتم:” تو با هارپ زیر و پیانو و همه این ها مشکل داری، پس این قضیه خیلی هم به کار ربط دارد” پس حالا متوجه شدید که بد نیست گاهی آدم استودیو را ترک کند و به مهمانی برود. گاهی مشکلات در جاهایی نامنتظر حل می شوند. در کل، هیچ اشکالی ندارد که آهنگساز از کارگردان یا تهیه کننده بپرسد “آیا در این موسیقی چیزی هست که واقعا ناراحتت می کند؟ آیا تو به دلیل خاصی از کلارینت بدت می آید؟” اما این را هم بگویم که اگر شما در همان طول موجی که دو نفر دیگر در آن هستند، حرکت نکنید، به درد کار با این پروژه نخواهید خورد.

جودی گری، آهنگساز مجموعه هفتگی سگ ترسویی به نام شهامت Courage the Cowardly Dog، تمام فیلم های کوتاه لونی تونز Looney Tunes موجود در اینترنت، کارتون های ویژه شبکه Cartoon Network و تعداد بسیاری از کارتون های تلویزیونی دیگر است.

 تاثیر متقابل، حس تشخیص کلی و داشتن طبع نمایشی و کمدی یکسان از جمله مواردی هستند که آهنگساز و کارگردان باید در آن شریک باشند. اینکه یک کارگردان قادر باشد احساسات و افکار خود را با عبارات موسیقایی ابراز کند و همچنین اگر آهنگساز بتواند افکار کارگردان را بخواند و منظور او را درک کند، امتیاز بسیار بزرگی خواهد بود. البته یک شرط لازم دیگر علاقه واقعی به جادوی سیال و دیوانه وار انیمیشن است.

 هنگامی که تهیه کننده یا کارگردان یک پروژه، آهنگسازی را در نظر میگیرد، ابتدا باید حس کند که موسیقی این آهنگساز بر او تاثیر گذاشته است. او باید به یاد داشته باشد که نمونه کاری که آهنگساز ارایه می کند از آثار تازه او است و او این موسیقی را بر اساس سلیقه یک کارگردان یا تهیه کننده دیگر ساخته است.

این نمونه کار نشان دهنده کاری است که او “انجام داده” و نشان نمی دهد که او قادر به انجام چه کارهایی است. پیشنهاد من به آهنگسازان این است، در عین اینکه نمونه کار شما می تواند راه گشا باشد، اما اگر برای یک یا دو دقیقه از پروژه پیشنهادی یک موسیقی بسازید، می تواند بسیار سودمند باشد. در واقع این کار شما را بلافاصله در تیم آنها قرار می دهد و موجب می شود که باب یک گفتگوی خلاقانه گشوده شود.

 

هنگامی که یک آهنگساز پروژه جدیدی را آغاز می کند، او باید کارگردان/تهیه کننده را تشویق کند درباره جزئیات پروژه صحبت کند. اول بپرسید آنها چه نوع موسیقی را درنظر دارند، سپس بنشینید و به خوبی به صحبت های آنها گوش فرا دهید.

 

جیمز ل. ونابل (James L. Venable)

آهنگساز مجموعه و فیلم بلند The Powerpuff Girls ، Samurai Jack، Clerks the Cartoon و ۳ South

 من همیشه می خواهم کارگردانانی که با من کار می کنند متوجه شوند که با آهنگسازی سر و کار دارند که خوب به حرفشان گوش میدهد و از پس هر کاری برمی آید. من کوشش کرده ام به آهنگسازی تبدیل شوم که به کارگردان برای تحقق بخشیدن به ایده هایش کمک می کند و همواره تغییر را می پذیرد. به نظر من هنگام انتخاب آهنگساز باید با ذهن باز عمل کرد و از افراد جدید هم استفاده نمود.

در ضمن کارگردان هم باید آماده شنیدن تمام بخش ها و جنبه های موسیقی آهنگساز باشد. چیز خوبی که در مورد آهنگسازان می شود گفت این است که می توانند با انواع موسیقی کار کنند و این چیزی است که یک اثر انیمیشن می طلبد. پس با آهنگساز ملاقات کنید یا لا اقل تلفنی حرف هایش را بشنوید تا متوجه شوید آنها از نظر موسیقی با چه برخوردی راحت تر هستند. من شانس زیادی داشتم که چنین فکر بازی را در کوین اسمیت (Kevin Smith) و اسکات موزیر (Scott Mosier) دیدم و با آنها در پروژه های کلرکس کارتونی (Clerks the Cartoon) و جی و باب ساکت باز میگردند (Jay and Silent Bob Strike Back) همکاری کردم. در کل اگر من با کارگردانان و تهیه کنندگان بی تعصب برخورد نمی کردم، بسیاری از کارها را انجام نداده بودم. پس لزومی ندارد بگویم چرا طرفدار چنین طرز فکری هستم.

 تهیه کننده، طراح و کارگردان در ابتدای یک پروژه باید یک گفتگوی خلاقانه با آهنگساز داشته باشند و از او بخواهند نمونه کاری برایشان بی آورد که تا جای ممکن به آنچه گفته شده نزدیک باشد. اگر صحنه ای از فیلم آماده شده، می توانید از او بخواهید یک موسیقی کوتاه برای آن بنویسد. این روشی ساده تر، کم تنش تر و ارزان تر برای آغاز کار با یکدیگر است. البته نمونه کاری که آهنگساز به سلیقه خود تهیه می کند، درواقع به گروه فیلم سازی می گوید که او به کدام آثار خود بیشتر علاقه دارد و کدام ها موجب مباهات او هستند اما داشتن یک نمونه کار کوتاه اما دقیق، بسیار موثرتر است. به نظر من کسانی که مسئول انتخاب آهنگساز هستند باید به دنبال موسیقیی باشند که آنها را در حیطه احساسی متاثر کند.

من علاقه دارم انواع موسیقی مورد علاقه گروه فیلم سازی را کشف کنم. بعد سعی می کنم نوع موسیقی مناسب برای پروژه را پیدا کنم. دانستن اینکه چه نوع موسیقی یا چه ترانه یا قطعه ای برای تهیه کننده/کارگردان جالب نیست هم، می تواند مفید واقع شود.

 من به کارگردانان/تهیه کنندگان و طراحان توصیه می کنم که همواره به یاد داشته باشند که یک “حرفه ای” را استخدام کرده اند، پس به پیشنهادات او توجه کنند، شاید او نظری داشته باشد که از آنچه فکر می کردید نتیجه بهتری داشته باشد.

 من اعتقاد دارم که موسیقی می تواند نقش های زیادی بر عهده بگیرد. میتواند مجموعه اتفاقات احساسی داستان را تقویت کند، قسمت های مختلف را به هم متصل کند، به روند داستان کمک کند و مانند این ها. کلید موفقیت این است که بدانیم از موسیقی چه میخواهیم و اینکه این موسیقی این نیازها را برطرف میکند یا خیر.

شکی نیست که اگر صحنه ای قبل از افزودن موسیقی به آن بهتر باشد، ما یک هشدار مهم دریافت کرده ایم. شاید این حالت به این معنی باشد که موسیقی نامناسب است یا اینکه اصلا در اینجا به موسیقی نیازی نیست. نگرانی های خود را با کارگردان/تهیه کننده در میان بگذارید، زیرا یک آهنگساز خوب فیلم به  هر کوششی دست می زند تا مشکل برطرف شود تا در نهایت گروه فیلم سازی از نتیجه کار بسیار راضی باشند.

 mag.awn.com

گفتگوی هارمونیک



تاریخ تهیه: ۱۳۹۲/۰۸/۲۵