تقویم تاریخ
تولد اردشیر كامكار ( - 1341) نوازنده كمانچه
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید



آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 85
بازدیدهای دیروز : 41
کل بـازدیـدها: 1742757
پژمان پارسایی

نگرشی آسیب شناختی به موسیقی پاپ کردی در ایران (1)

هنرهای زیبا نماینده ی احساسات و روحیات هر قوم است و چون ذوقیات ملل متفاوت است، هنرهای مردم هم که تراوش های روحی آنهاست از یکدیگر متمایز است. همان طور که آداب و عادات دو قوم گوناگون، متفاوت است اگر موسیقی آن ها نیز با هم متفاوت باشد جای تعجب نیست. اوضاع جغرافیایی و سوابق تاریخی و نیازمندی های زندگی مادی همه در تفاوت موسیقی دو قوم عوامل موثر هستند . چنان که روح و ذوق احساسات و عواطف اقوام مشرق و مغرب زمین جنبه های کاملا مشترکی با یکدیگر ندارند و به همین سبب هنر آن ها نیز روش های مختلف و متفاوت دارد . موسیقی که نماینده ی ذوق فطری است باید مطابق احساسات و مترجم خیالات بشر باشد و چون ذوق ، قریحه و احساس ، معیار مشترکی میان مردم اقوام مختلف ندارند، هر سرزمینی را موسیقی مخصوصی است که بیان خاطرات ایام گذشته و نمونه ی احساسات و عواطف مردمی است که در آن سرزمین نشو و نما یافته اند و شک نیست که قدمت تمدن و کیفیت زندگی دوره های مختلف و رویدادها و اتفاقات و حوادث تاریخی و خاطرات شادی بخش و دوران غم انگیز گذشته همه دست به دست یکدیگر داده، موسیقی امروز ما را پدیده آورده اند. به عبارت دیگر هنر تابعی است از ساختار و زمینه ی اجتماعی خویش. موسیقی پاپ نیز خود محصول دوران و شرایط اجتماعی ویژه ای است.

موسیقی هم مانند شعر ونقاشی و دیگر هنرهای زیبا، نمودار جلوه های زندگی است. غم ها و شادی ها، ناکامی و امیدها، عشق ها و حرمان ها، شکست ها و پیروزی ها و دیگر جلوه های زندگی، جوهر خود را به موسیقی می دهند؛ از این رو موسیقی، زبان احساس و ترجمان دل است و موسیقی هر قومی رنگ و طعمی مخصوص دارد.

موسیقی پاپ کردی نیز هویت ویژه و متمایزی دارد که با توجه به پس زمینه ی اجتماعی و شرابط تاریخی و همچنین جغرافیا و دیگر عوامل اقتصادی و حتی مذهبی قابل تبیین است. موسیقی در مناطق کردنشین ایران به دلیل تفاوت های فرهنگی و باورهای اعتقادی هر ناحیه ، با تنوع های ساختاری و محتوایی همراه است . به همین دلیل است که باید هر پدیده ای اجتماعی را در کانتکست ویژه ی خودش بررسی و کاوش علمی کرد تا ناخواسته به تبیین های علی نامرتبط تن داده نشود و نتیجه ی تحقیق به پرتگاه سوق داده نشود.

با نگاهی گذرا به محیط پیرامون خودمان در می یابیم که موسیقی، تمام جوانب زندگی ما را تحت تاثیر خود قرارداده است؛ از کنسرت های بزرگ و ملی گرفته تا برسد به آهنگ های گوشی موبایل افراد جامعه،از کانال های ویژه ی پخش موسیقی گرفته تا خواندن ترانه های دسته جمعی در گشت و گذار و تفریح های دسته جمعی مردم؛ بنابراین موسیقی پدیده ای همه گیر، همه مکانی و عمومی است. به این معنی که اکثر قریب به اتفاق افراد جامعه از آن تغذیه می کنند و تاثیر می پذیرند ، چه از بعد فردی و چه از بعد اجتماعی . پس نتایج و کارکردهای حاصل از موسیقی نیز هم برآیند فردی دارد، هم برآیندهای اجتماعی. لذا توجه به چنین موضوعی از ضروریات و ملزومات فرهنگی سرزمین ها و اقوام است.

 

تحلیل وضعیت موجود موسیقی پاپ کردی

وضعیت کلی موسیقی پاپ کردی در ایران را می توان در سه محور بررسی و آسیب شناسی کرد که به ترتیب از نظر می گذرد:

1- سرگردانی و بی سازمانی در موسیقی پاپ کردی

فضای حاکم بر گفتمان موسیقایی در مناطق کردنشین ایران فضایی چند وجهی ، چند پاره ، متنوع و متفاوت با دیگر بخش های این سرمزنی اسلامی است. تبلیغات رسانه ها، افزایش سطح رفاه عمومی و مطرح شدن اوقات فراغت در بین قشرهای متفاوت اجتماعی و همچنین ظهور و تسلط مجدد فرهنگ عامه همگی در به وجودآمدن چنین فضایی موثر واقع شده اند. در گوشه ای از این نواحی با تنوع آهنگ ها ، حضور هنرمندان روشن فکر، تحصیلات هنری قابل قبول و تاریخی ویژه در موسیقی شگفت زده می شویم. درحالی که در گوشه ای دیگر به غیر از نواهای اندک ، آن هم عمدتا در بخش فولکلور اثر چندان قابل قبول دیگری نمی توان یافت. در برخی مناطق موسیقی پاپ، سنتی و فولکلور همگی در کنار هم عبور می کنند، در حالی که در برخی دیگر یکی از آن ها نیز به سختی حضور دارد و نیمه زنده است. در اینجا هدفم بر این نیست که کسی یا سازمانی را مسئول امر بدانم، تنها می خواهم تنوع، پیچیدگی و تفاوت های درون ناحیه ای را آشکارتر کنم. با این وجود یک اصل مشترک در بین همه ی عوامل وجود دارد و آن ، اینکه عدم احساس مسئولیت از طرف هنرمندان و عموم مردم دلیل پیدایش نوعی بی سازمانی و سرگردانی در موسیقی پاپ کردی است. برخلاف اینکه معتقد به وجود بحران در موسیقی کردی نیستم و با استناد به ستون های موسیقی کردی می توان از این گفته حمایت کرد، با این وجود و ضمن آگاه بودن به ابعاد مثبت و حضور آثار زیبا و جاودانه در موسیقی پاپ کردی با نگاهی آسیب شناختی در اینجا به عواملی اشاره می شود که وضعیت فعلی موسیقی پاپ کردی را مخدوش کرده و اگر این آسیب ها رفع نشود، ممکن است آینده ی درخشان و خوشایندی در انتظار این نوع موسیقی نباشد. برخی از این عوامل ساختاری و مربوط به شرایط اجتماعی است و برخی دیگر به رابطه خود هنرمندان و مخاطبان بر می گردد که درادامه به اختصار به آن ها اشاره می شود:

الف- عوامل ساختاری

1. بی توجهی به حقوق هنری هنرمندان و گسترش بی رویه ی امور کپی رایت؛ برای مثال یکی از هنرمندان عرصه ی موسیقی پاپ در اکثر موارد بیشتر از یک سال از زندگی خود روی یک آلبوم صرف می کند، ولی به محض انتشار آلبوم هزاران نسخه از آن کپی می شود، در حالی که هیچ سودی عاید هنرمند نمی شود این وضعیت در حالی است که حتی شرکت های پخش موسیقی نیز از آن رنج می برند و نمی توانند نسخه های ارجینال و اصلی را به فروش برسانند، زیرا بازار اشباع شده است.

2. کمبود مراکز رسمی هنری همچون فرهنگ سراها، مجتمع ها، استودیوهای ضبط صدا و موسیقی، سالن کنسرت و مراکز آموزشی هنری مجرب به خصوص در بخش ملودی پردازی و ترانه سرایی ، این مورد راه را برای موسیقی های زیرزمینی و خانگی هموار کرده است و افراد غیر متخصص و نا آشنا در مدت زمانی بسیار اندک حجم عظیمی از آهنگ هایی با کیفیت پایین را به بازار عرضه می کنند که گفتمان رایج و اصیل موسیقی پاپ کردی را به چالش و انزوا می کشاند.

3. بی توجهی به زبان و ادبیات و پراکندگی گویشی در ادای ترانه ها، برای نمونه ممکن است در یک آلبوم آهنگ هایی را با همه ی گویش های کردی و به خصوص بادینی و سورانی بشنویم. در حالی که هنرمند تنها به یک گویش تسلط دارد که عمیقاً به دیگر گویش ها صدمه می زند. برای یک هنرمند حرفه ای لازم نیست که حتما از تمام گویش ها آهنگ تولید کند، کافی است در گویش و سبک ویژه ی خویش اثری نو و بدیع ارائه کند.

4. وجود تبلیغات آزاد مبنی بر اینکه در یک زمان به وسیله ی یک یا دو استاد موسیقی تمام سازها در سطحی پیشرفته تدریس می شود.

5. بی توجهی به کیفیت آثار هنری و پایین آوردن انتظار مردم از موسیقی، امروزه دیگر برای هنرمندان جوان در عرصه ی موسیقی پاپ، تنها سلیقه و ذائقه ی شخصی مطرح نیست، بلکه این مخاطبان آن ها هستند که راه آینده را به آنان نشان می دهند. اتفاقاً ارتباط بین اذهانی هنرمندان و مخاطبان، نشانه ی توسعه ی هنری و فکری است، ولی زمانی که اکثر مخاطبان موسیقی فاقد تحصیلات هنری هستند، پیروی کردن هنرمندان از اذهان عموم بدین شیوه ی اسفناک و دیواری است در مقابل توسعه و پیشرفت هنری، هنرمندان به جای اینکه خودشان را با مخاطبانشان هماهنگ کنند باید یک نوع جامعه پذیری هنری و موسیقایی را در ذهن داشته باشند و به عنوان سفیران هنری، ابژه های نسلی مخاطبان و الگوهای زنده ای برای آنان باشند.

6. نبود روحیه ی کار جمعی – هنری؛

7. گسترش مراکز غیر مجاز تولید و پخش موسیقی،

 

ب- عوامل هنری

1. بی توجهی به تخصص در یک بعد مثلاً ملودی پردازی یا آواز یا ترانه سرایی، برای نمونه مشاهده می کنیم که یک نفر هم زمان هم خواننده است هم آهنگساز، هم ترانه سرا و هم نوازنده، بدون آنکه علم و تخصص آن را داشته باشد البته اندک افرادی هستند که در اغلب این زمینه ها تبحر دارند، ولی نه همه ی هنرمندان.

2. بی توجهی هنرمندان به سبک ویژه ی خود؛ مثلاً می بینیم در یک آلبوم موسیقی که به طور عمده ده ترانه یا آهنگ را در بر می گیرد که در این میان از ترانه های سنتی و فولکلور گرفته تا می رسد به ترانه های رپ و حتی راک و جاز را نیز مشاهده می کنیم و مردم عادی نیز چنین هنرمندانی (!) را حرفه ای قلمداد می کنند.

3. بی توجهی به امور تک نوازی و هم نوازی و همچنین سبک های نوازندگی؛

نبود کادر مجرب تنظیم کننده ی موسیقی و ملودی پرداز، در اکثر موارد خوانندگان تازه نفس به بهانه ی عدم حضور ترانه سرا و ملودی پرداز موفق یا هزینه ی سنگین آن ، خودشان کلماتی را در کنار هم چیده که صرفاً با ریتم هماهنگ است و گاه فاقد هر گونه معنا است، به عنوان ترانه قبول کرده و با کمک تنظیم کننده، یک ملودی سطح پایین و فاقد هر گونه ملاک علمی موسیقایی به تن آن دوخته می شود و بعد از مدتی روانه ی بازار می شود که این عمل بعد از مدتی هم خود خواننده را از موسیقی بیزار می کند و هم دیگر ترانه سرایان و ملودی پردازان نیز اشتیاق به کارکردن در چنین فضایی را نخواهند داشت.

5. نبود هماهنگی بین استادان در بخش های مختلف موسیقی از جمله ترانه سرایی و ملودی سازی؛ در بسیاری از موارد ترانه سرا و ملودی پرداز که دو فرد با سلایق متفاوت هستند نمی توانند با هم سازش پیدا کنند، زیرا در اکثر موارد ترانه سرا تاکید بر محتوا و مفهوم و معنای اثر موسیقایی دارد، در حالی که برای ملودی پرداز تاکید بر فرم و شکل اثر بسیار قابل قبول تر است. این نا هم خوانی و عدم سازش را می توان با دعوت از افرادی که هم زمان ترانه سرا و ملودی پرداز هستند رفع کرد، ولی زمانی دوباره مشکل بوجود می آید که تنظیم کننده صرفاً سلیقه ی خود را اعمال کند و در نهایت کار جمعی نتواند ثمره بخش باشد.ادامه دارد ...



تاریخ تهیه: ۱۳۹۲/۰۶/۳۰