تقویم تاریخ
تولد اردشیر كامكار ( - 1341) نوازنده كمانچه
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید



آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 109
بازدیدهای دیروز : 41
کل بـازدیـدها: 1742781
پژمان پارسایی

نگرشی آسیب شناختی به موسیقی پاپ کردی در ایران (2)

1- فرم و محتوا در موسیقی پاپ کردی

در تمام هنرها برای هر فرم دو کارکرد وجود دارد: 1. کارکرد روشنگری و تبین ؛ 2. کارکرد گزارشی.

اندیشمندان در بعد زیبایی شناسی اذعان می کنند: « فارغ از قبول کردن این راستی که موسیقی اعلاترین هنر است، اما بازهم نمی تواند چیزی ببخشد یا اینکه به این واقعیت توجه کند که نه طرفدار است، نه مقابله کار، بلکه بیشتر از آن نیست که ساختاری است از مجموعه ی فرم (Combination) . امری بسیار دشوار است که پژوهشی جامع درباره ی همه ی آهنگ های (گورانی)دیروز و امروز نواحی کردنشین انجام شود تا اینکه دریابیم فرم (صورت) و محتوا در موسیقی کردی چه جایگاهی داشته است؟ اما با مد نظر قراردادن تعداد اندکی از ترانه های کهن و نوین می توان به این واقعیت دست پیدا کرد که اهمیت بسیار زیادی به محتوا داده شده است؛ البته به قیمت کم رنگ شدن و کال شدن صورت و فرم که بدون شک آن هم معلول مراحل تاریخی زندگی اجتماعی این نواحی و امکانات موسیقایی در دوره های مختلف است.

آنچه در موسیقی کردی به عنوان پدیده ای مذموم پدیدار است،فراموش شدن فرم است که دلیل آن می تواند این باشد که خوانندگان همیشه از ترس اینکه مورد قبول واقع نشوند و طرفدار پیدا نکنند پیوسته همه ی تلاش و همت خود را بر آن گماشته اند که به محتوا بپردازند. بدون آنکه به این امر توجه شود که ترانه با چه فرم و سبک و موسیقی ای اجرا شود. در این آثار هیچ اهمیتی به سطح نوازندگی و سطح اجرای ترانه داده نشده است.

 

2- فاصله های ترانه (Lyric) در موسیقی پاپ کردی

تعریف ترانه کردی همچون تاریخش کهن است و تاکنون تعریف دیگری وجود ندارد، مگر آنکه گفته شود: ترانه باید وزن و قافیه داشته باشد، هر طور که باشد مهم نیست فقط بتوان ملودی را در بین کلمات آن جای داد و جملات و عباراتش آنقدر کوتاه باشد که بتوانیم ملودی ای بومی یا بیگانه به قامت آن بپوشانیم. به همین دلیل است که اگر چه در سده ی بیست و یک زندگی می کنیم و اکثریت هنرمندان خواننده ی امروز نواحی کردنشین ، شعرهای سنتی سده های پیشین را برای آهنگ هایشان انتخاب می کنند یا اینکه تعریف یاد شده را به کار می گیرند یا بسیاری اوقات به بهانه ی نبود یا حتی وجود ترانه سرا خودشان ترانه می نویسند یا ملودی ای نیز به قامت آن می کشانند به همین دلیل است که در اکثر موارد ، یا ملودی ای زیبا قربانی ترانه ای نامناسب و خام می شود یا برعکس، ترانه ای زیبا در زیر چنگال ملودی ای نامنظم و ناشیرین له می شود و از بین می رود.

یکی دیگر از عواملی که خلاقیت را از هنرمندان موسیقی پاپ گرفته است ، توجه بیشتر هنرمندان به بخش فولکلور موسیقی این نواحی است که به سبب آن از میزان ابداع و نوآوری هنری آنان کاسته شده است. بدین معنی که هنوز از گنجینه ی فولکور تغذیه می کنند و این امر نه تنها به خلاقیت و نوآوری آسیب رسانده ، بلکه به خود فولکلور هم آسیب رسانده است، زیرا عقیده بر این است که موسیقی فولکلور باید با همان رنگ و بوی ویژه و خاص خود وارد خانه ی هنر شده و حفظ شود، علاوه بر این ، تاثیر موسیقی فولکلور تا آنجاست که حتی زمانی که ما موسیقی پاپ را نیز می شنویم احساس می کنیم که در موزه موسیقی کردی قدم می زنیم.

هنرمندان کرد ترانه سرا چنان که باید ، هنوز نتوانسته اند چهارچوب ، فرم(Form) و معنایی تازه طرح ریزی کنند و از یک نوع موسیقی نوین و معاصر صحبت کنند تا رویه آینده در حرکت باشند. به همین دلیل است هنگامی که از هنرمندان جدید که با سبک های جدید و نوین نیز سرو کار دارند پرسیده می شود که به ترانه های کدام یک از هنرمندان گوش می دهید یا کدام یک از هنرمندان روی هنر و سبک شما تاثیر بیشتری بر جای گذاشته است، عموم هنرمندان چشم بسته جواب می دهند« حسن زیرک»، « محمد ماملی» ، « علی مردان » و « طاهر توفق» که همگی این استادان در زمان های گذشته و عرصه سنتی ،آثار خود را عرضه داشته اند. همین دلیل یکی از عواملی است که موسیقی کردی نتوانسته است خودش را به روز کند و این خلا را پر کند این بدین معنی است که موسیقی پاپ کردی هنوز در عرصه سنتی و زمان گذشته سیر می کند و همین موارد سبب شده که ترانه کردی نیز در همان حال و هوا سیر کند؛  دامنه ی واژگان همانی است که قبلاً بود که بیشتر موضوعاتی همچون تنهایی، هجران و دوری، بی وفایی، پشیمانی ، بیزاری و نفرت را در بر می گیرد و همه ی این مفاهیم و معانی در قالب و فرمی تکراری همچون گذشته تکرار می شود .

تاکنون موسیقی پاپ کردی نتوانسته است همین موضوعات و مفاهیم را با زمینه و پس زمینه ای فلسفی که نوین بنماید مطرح کند. ترانه باید مملو از تصاویر، فلسفه و اندیشه باشد تا همراه با ملودی آن معنایی را به دست دهد که انسان برای لبریز شدن و سیراب گشتن روح و روان و احساسش بدان نیاز دارد؛ البته جای امیدواری است که بر خلاف تمام آسیب ها در سال های اخیر هنرمندان موسیقی پاپ کردی در ایران آثاری را ارائه کرده اند که از شاخص های قابل قبول و ارزش مندی برخوردار است. از جمله می توان به آثار هنرمندانی همچون « حسین صفامنش» ، « رضا مرادیان»، فرمیسک» ، « روزبه مصلح» ، « محمد سوری» ، « نازی عزیزی» ، « هیرو» ، « زاهد اژدر» ، « کمال گلچین» ، « کمال گنجی» و « ئاریاس» اشاره کرد که بی انصافی خواهد بود اگر تمامی آثار این هنرمندان را مثبت و بدون شعف ارزیابی کنیم . بدیهی است که اکثر هنرمندان یاد شده در آغاز راه هستند و باید مراحل سختی را پشت سر بگذارند تا شاید به عنوان ستاره های آینده موسیقی پاپ کردی در ایران مطرح شوند.

 

نتیجه گیری

موسیقی پاپ کردی با تمام فراز و نشیب هایش امروزه جایگاه ویژه ای در بین جوانان ایرانی پیدا کرده است، تقلیدهای گوناگون هنرمندان جوان دیگر مناطق کشور از موسیقی پاپ کردی گویای این مطلب است که این موسیقی پیام های تازه و بدیعی برای مخاطبانش دارد. از این گذشته سبک های خوانندگی در موسیقی پاپ کردی برای دیگر هنرمندان ایرانی جذابیت و تازگی خاصی دارد که می توانند از این طریق با حفظ اصالت ایران بودن آثار هنری شان طراوت و زیبایی آثارشان را دو چندان کنند. در عصر ما که عصر ارتباطات و تکنولوژی نام دارد، چه بخواهیم و چه نخواهیم ، مرزهای فرهنگی- قومی از استحکام گذشته برخوردار نیستند و در فرایند ملی شدن و استاندارد سازی آثار هنری، موسیقی های اقوام ایرانی با هم تعاملاتی سازنده و پیش رونده دارند، اگر چه ممکن است این تغییرات همیشه مقبول واقع نشده باشد. بدیهی است که این تاثیر و تاثر دوجانبه باشند و موسیقی پاپ کردی نیز از موسیقی پاپ فارسی و آذری تاثیرات شگرفی پذیرفته است، اما همچنان خمیرمایه و اساس اثر رنگ و بوی کردی دارد. با این وجود یک اثر موسیقی پاپ کردی در ایران از دیگر بخش های کردنشین کشورهای همسایه به وضوح قابل تشخیص است و آن هم به سبب وجود جوهر و مایه ی ایرانی در فونداسیون آثار است. در نهایت برای تصمیم گیری و ابراز نظر دقیق راجع به آینده موسیقی پاپ کردی باید صبور بود؛ زیرا هر چه باشد موسیقی پاپ کردی در ایران هنوز گام های نوپایی اش را بر می دارد و نمی توان چشم انداز مشخصی را برای آن تداعی کرد.پایان .

نویسنده : محمد امین علیزاده

ماهنامه هنر موسیقی

شماره 135 سال شانزدهم ، مرداد 1392



تاریخ تهیه: ۱۳۹۲/۰۷/۰۱