سازشناسی
تقویم تاریخ
(1385 – 1325) آهنگساز
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید
آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 40
بازدیدهای دیروز : 65
کل بـازدیـدها: 1945595
پژمان پارسایی

بررسی تاثیر فعالیتهای موسیقایی برعملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا (2)

یافته ها

شرکت کنندگان بین گروه سنی 21 تا 48 سال قرار داشتند. سنی بر حسب سال درگروه مداخله 35/72 (انحراف معیار 7/92) و درگروه کنترل 35/15 (انحراف معیار 9/17) بود. سطح تحصیلات افراد بین اول راهنمایی و فوق لیسانس بود. ابتدای امر 56 نفر در طرح شرکت کردند. اما به دلیل ریزش های بعدی نهایتا در گروه مداخله 17 مرد، 8 زن و در گروه کنترل 18 مرد و 8 زن طرح را به انتها رساندند. شاخصهای آمار توصیفی مربوط به سن، جنس و تحصیلات در جداول 1و 2 پیوست نشان داده شده است.

جدول 1 - شاخص آماری سن آزمودنی ها

گروه

شاخص آماری سن

میانگین

انحراف معیار

حداقل

حداكثر

مداخله

35/72

7/929

21

48

كنترل

35/15

9/177

23

47

 

جدول 2 توزیع فراوانی آزمودنی ها به تفكیك تحصیلات و جنسیت

تحصیلات

مداخله

كنترل

تعداد

درصد

تعداد

درصد

راهنمایی

2

8/0

3

11/5

دبیرستان

4

16/0

5

19/2

دیپلم

13

52/0

12

46/2

فوق دیپلم

4

16/0

1

3/8

لیسانس

2

8/0

5

19/2

فوق لیسانس

2

8/0

3

11/5

جنسیت

 

 

 

 

مرد

17

68/0

18

69/2

زن

8

32/0

8

30/8

با توجه به نحوه توزیع داده‌ها بر طبق آزمون کولموگروف اسمیرنف، جهت مقایسه میانگین آزمودنی‌ها در بررسی تعداد صحیح متغیرهای همخوان و غیر همخوان آزمون استروپ، انجام آزمون پردوپگ بورد با دو دست و نیز تعداد طبقات وخطای درجازدگی آزمون ویسکانسین از آزمون رتبهایی علامت دار ویلکاکسون و آزمون یومن ویتنی استفاده شد. برای سایر متغیرها آزمون های T زوج و T مستقل در نظر گرفته شد.

نتایج آزمو ن های پارامتریک در جدول 3 نشان داده شده است. آزمون های غیر پارامتریک نیز در جدول 4 نمایش داده شده است. ملاحظه می شود که در متغیرهای همخوان آزمون استروپ با افزایش سرعت واکنش (از 1209/59 به 1145/23)، ثابت ماندن تعداد پاسخ های صحیح در گروه مداخله رخ داده است، در حالی که در گروه کنترل با افزایش ناچیز سرعت واکنش (1068/00 به 1062/70)، تعداد جواب‌های صحیح کم شده است (از 46/15 به 44/96). یعنی واکنش سریع در گروه کنترل برابر اشتباه بیشتر بوده است.

 

 

 

جدول 3 نتایج آزمون‌های پارامتریك

 

متغیر

قبل از مداخله میانگین (انحراف معیار)

بعد از مداخله میانگین (انحراف معیار)

نتایج آزمون درون گروه‌ها

نتایج آزمون بین گروه‌ها

مداخله

كنترل

مداخله

كنترل

مداخله

كنترل

مداخله

كنترل

استروپ

زمان واكنش در متغیر همخوان

1209/59

(197/236)

1068/00

(183/602)

1145/23

(175/766)

1062/70

(159/779)

0/058

0/847

0/065

0/106

زمان واكنش در متغیر ناهمخوان

1257/10

(203/716)

1143/43

(203/633)

1146/48

(180/006)

1112/13

(181/930)

*0/007

0/280

0/164

0/533

برج لندن

كل زمان آزمایش

501/76

(308/620)

857/81

(743/622)

625/20

(363/136)

487/62

(251/728)

0/207

0/053

0/025

0/150

زمان تأخیر

156/52

(131/108)

224/76

(106/640)

187/44

(107/336)

178/76

(71/140)

0/312

0/026

0/045

0/753

زمان هر آزمایش

353/24

(207/346)

633/05

(670/390)

437/88

(278/512)

370/52

(212/564)

0/256

0/059

0/041

0/369

تعدادخطا

15/48

(10/170)

21/19

(14/480)

19/72

(10/710)

20/48

(11/66)

0/107

0/832

0/107

0/820

امتیاز

24/20

(7/773)

26/00

(7/113)

27/24

(4/585)

27/1

(5/072)

0/070

0/351

0/452

0/946

پوردوپگ بورد

زمان انجام با دست راست

12/96

(2/336)

12/65

(3/128)

12/84

(2/577)

14/35

(3/171)

0/718

0/036

0/622

0/076

زمان انجام با دست چپ

11/60

(1/803)

11/70

(2/183)

11/24

(2/047)

13/30

(2/055)

0/361

0/009

0/707

0/001

تعداد مونتاژ

22/16

(6/142)

21/57

(6/423)

21/56

(5/386)

21/74

(7/466)

0/256

0/910

0/935

0/924

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 4 نتایج آزمون‌های غیرپارامتریك

 

متغیر

قبل از مداخله میانگین (انحراف معیار)

بعد از مداخله میانگین (انحراف معیار)

نتایج آزمون درون گروه‌ها

نتایج آزمون بین گروه‌ها

مداخله

كنترل

مداخله

كنترل

مداخله

كنترل

مداخله

كنترل

استروپ

تعداد صحیح در متغیر همخوان استروپ

45/77

(3/829)

46/15

(2/378)

45/77

(5/291)

44/96

(9/305)

0/969

0/527

0/829

0/544

تعداد صحیح در متغیر ناهمخوان استروپ

41/05

(11/745)

42/08

(9/130)

43/76

(9/643)

45/13

(5/084)

0/450

0/064

0/803

0/615

پوردوپگ بورد

زمان انجام با هر دو دست

18/40

(3/452)

22/00

(6/325)

22/44

(19/765)

20/96

(4/258)

0/455

0/527

0/016

0/156

ویسكانسین

تعدد طبقات (نمره كمتر نشاندهنده پاسخ بهتر است)

11/00

(7/80)

8/42

(6/463)

9/32

(6/349)

7/70

(4/258)

0/222

0/323

0/035

0/026

خطای درجازدگی

10/44

(7/072)

8/31

(6/202)

8/84

(6/081)

7/70

(9/393)

0/111

0/332

0/037

0/031

در متغیر ناهمخوان همین آزمون، افزایش معنی دار سرعت واکنش گروه مداخله (از 1257/10 به 1146/48) و (p=0/007)تعداد پاسخ های صحیح را بالا برده است (از 41/05 به 43/76). با اینكه در گروه کنترل افزایش پاسخهای صحیح بیشتر از گروه مداخله است (از 42/08 به 45/13) اما این افزایش ناچیز در مقابل سرعت معنی دار واکنش گروه مداخله (p=0/007 ) قابل توجیه است. بنابراین موسیقی در داخل گروه مداخله سرعت واکنش و تعداد پاسخهای صحیح آزمون استروپ را افزایش داده است اما این افزایش بین دو گروه در حد معنی داری نمی باشد. در آزمون برج لندن با اینکه تفاوت معناداری بین گروه مداخله و کنترل بعد از مداخله دیده نمی شود اما با توجه به نمرات میانگین های دو گروه، گروه مداخله بعد از دوره با سرعت کمتری آزمون را انجام داده و در عین حال امتیاز بیشتری کسب کرده است.

در آزمون پوردوپگ بورد گروه مداخله تغییری در سرعت انجام آزمون قبل و بعد نشان نداده است. در مقابل گروه کنترل بعد از دوره موسیقایی در نمرات پس آزمون عملکرد ضعیف تری نسبت به پیش آزمون خود داشته است. بطوری که با سرعت کمتری آزمون با دست راست و نیز با دست چپ انجام گرفته است. در دست چپ این تفاوت در حد معناداری دیده می شود (p<0/05). همچنین تعداد مونتاژها قبل و بعد از دوره در این گروه تغییری نکرده است. همچنین گروه کنترل بعد از دوره آزمون را با سرعت بیشتری با هر دو دست انجام داده است (از 22 به 20/96) در حالیکه گروه مداخله افت سرعت داشته است (از 18/40 به 22/24) که در حد معناداری نمی باشد.

در آزمون ویسکانسین ملاحظه میشود که گروه مداخله در پس آزمون، در جاماندگی دورههای صحیح (تعداد طبقات) و خطای درجازدگی کمتری نسبت به گروه کنترل در حد معناداری داشته است (P=0/026) در تعداد طبقات و p=0/031 (در خطای در جازدگی). نکته دیگر معنادار بودن آزمون های فوق قبل از مداخله است که در قسمت بحث به آن اشاره خواهد شد.

 

بحث و نتیجه گیری

نتایج پژوهش نشان داد که موسیقی در معنادارشدن برخی از متغیرها موثر بوده است. با توجه به یافته های فوق می توان نتایج تحقیق را در دو مبحث مجزا ارائه نمود.

شواهد نشان می دهند مدل های بسیار محدودی به بررسی اثر موسیقی بر عملکرد اجرایی پرداخته اند. احتمالا ساختار درونی موسیقی و فعالیت های موزیکال منجر به خود تنظیمی قوی و خود سازماندهی در مغز می شوند که به نوبه خود استدلال، تصمیم گیری، حل مشکل و پروسه های درکی در زمان مناسب را تحریک می کند. به نوعی عملکرد اجرایی با اضافه کردن تحریکات آکوستیک بهبود می یابد. در موسیقی درمانی فرد به اجبار مهارت های شنوایی خود را بهبود می‌بخشد، چون مجبور است همراه با موسیقی حرکت خاصی انجام دهد یا ضربهای بزند و یا آوازی بخواند. هماهنگ شدن با موسیقی نیاز به توجه کامل به فراز و فرود موسیقی وتبعیت از آن دارد و هر قدر فرد از این مسیرهای عصبی شنوایی بیشتر استفاده کند منجر به ازدیاد شاخه های عصبی و تشکیل سیناپس‌های جدید می شود. یعنی تحریک حسی طولانی مدت باعث افزایش سیناپس های مغزی شده و در نهایت به ادراک حسی در سطوح بالا ختم می گردد. تاوت (Thaut) برای تاثیرات موزیکال عملکرد اجرایی مدلیرا بدین شکل فرض می کند که در ابتدا موسیقی محیطی غنی از محرکات حسی برای مغز ایجاد می کند. سپس این تحریکات انشعابات نرونی و عروق مغزی را افزایش   میدهند. در ادامه موسیقی فعالیت های عملکردی را به پروسه های شنوایی ساختار یافته تبدیل کرده و باعث فعال شدن هر دو نیمکره های لوب فرونتال شده ، هوشیاری مغزی و نهایتا خروجی های شناختی و رفتاری مطلوب را افزایش می دهد.

همانطور که در نتایج آماری مشاهده گردید با وجود تاثیر مداخله موسیقایی بر گروه مداخله، در بعضی آزمونه ا بین دو گروه تفاوت معناداری با وجود اختلاف میانگین ها مشاهده نشد. این پدیده را از چندین زاویه می توان مورد بررسی قرار داد. نخست می توان به عامل خستگی در انجام آزمون ها اشاره کرد. در این پژوهش با اینکه آزمون های فوق با وقفه ای چند دقیقه ای انجام می شدند اما ممکن است منتظر ماندن این افراد در نمرات آنان موثر بوده باشد. مشابه این پدیده در تحقیق تاوت دیده شد که بعد از مداخله موسیقایی هیچ تغییری در نمرات حافظه و توجه دیده نشد و نویسنده یکی از عوامل موثر را همین نکته قید می کند.

استعداد موسیقایی می تواند یکی دیگر از عوامل اثرگذار باشد. بنابراین برای بررسی دقیق تر تفاوت های ساختاری و عملکردی ناشی از تاثیر موسیقی بر شناخت، بهتر است علاقه و استعداد فرد قبل از آموزش با ابزار دقیق سنجیده شوند. در طرح حاضر علاقه به موسیقی صرفا با رضایت مندی افراد جهت شرکت در طرح سنجیده می شد و از ابزار خاصی استفاده نگردید.

مورد بعدی کور نبودن آزمودنیها نسبت به تحقیق می باشد. تیم تحقیق بنا به دلایل اخلاقی موظف بود که کلیه شرکت کنندگان را در معرض روند طرح بگذارد. مشابه این یافته را Han عنوان می کند که آزمودنیها تمایل به سمت بهبودی را نشان دادند اما نتایج معنا دار نبودند و محقق آنرا ناشی از کور نبودن افراد بیان کرده است.  نکته بعدی افسردگی است که در اغلب بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا دیده می شود. شدت افسردگی با انواع حافظه در این بیماران رابطه دارد. بخصوص در کد بندی اطلاعاتی که اتوماتیک نبوده و مستلزم کوشش می باشد. برای اطمینان به صحت نتایج، در پژوهش حاضر آزمون افسردگی بک قبل از مداخله و صرفا برای غربالگری شدت افسردگی گروه ها انجام شد که تفاوت معناداری هم ملاحظه نگردید. اما این احتمال وجود دارد که با توجه به هدف اصلی طرح یعنی بررسی متغیرهای شناختی و تمرکز روی تکرار، تمرین و بازخورد آموزش ها و نه تدوین برنامه درمانی ویژه ای برای فاکتور افسردگی، این عامل تاثیر گذار بوده باشد.

با اینکه بعضی تحقیقات به رابطه علائم منفی و نقص حافظه نیز در این بیماران اشاره کرده‌اند اما چون این ارتباط همیشگی نمی باشد، تیم تحقیق به دلیل محدودیت های زمانی ازگرفتن آزمون های مربوطه صرف نظر نمود که شاید که از اشکالات طرح باشد.

ترتیب ارائه آزمون ها می تواند در نتایج آنها نقش داشته باشد. اگرچه ما در هیچ منبعی در مورد چگونگی ترتیب ارائه آزمون های مد نظرمان به نکته خاصی برخورد نکردیم اما احتمال این تاثیر وجود دارد. همین مسئله می تواند توجیه کننده معنادار بودن نمرات آزمون ویسکانسین بیش از مداخله موسیقایی باشد.

نکته بعدی تلاش ذهنی است. درصد عمده ایی از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا حین ارزیابی های نوروسایکولوژیکال تلاش ذهنی کافی ندارند وتقریبا یک سوم تغییراتی که در نتایج این قبیل آزمون ها دیده می شوند می تواند با تلاش ذهنی نامناسب توجیه شوند. بدین معنا که فقدان انگیزه جهت استفاده از حداکثر توانایی، نقایص شناختی را پررنگ تر جلوه دهد. در این طرح از آزمون های رفتاری خاصی برای سنجش میزان تلاش ذهنی استفاده نشد که بهتر است در تحقیقات بعدی لحاظ شود. اگرچه در تحقیقات فقط یک مطالعه از تست های سنجش تلاش ذهنی پیش از آزمون های نوروسایکولوژیکال استفاده کرده بود.

برای دیدن تفاوت معنی دار آماری، سایز گروه به اندازه کافی بزرگ نبود و پذیرش بیش از این تعداد با توجه به منابع و زمان میسر نبود. نتیجتا چنین تحقیقاتی نیاز به دوره های پیگیری دارد تا مشخص گردد آیا اثر درمان ممتد بوده است یا خیر. از محدودیت های این مطالعه زمان محدود و کوچک بودن سایز گروه می باشد. پیشنهاد می شود با در نظر گرفتن تاثیر احتمالی استعداد موسیقی از آزمون های مربوطه مانند(Gordon Primary Measure of Music Audition) استفاده شود. همچنین قبل از آزمون های نوروسایکولوژیکال، تلاشها ذهنی بیمار با ابزاری مانند Word Memory Test  سنجیده شود  .پایان

محققان : میترا خلف بیگی ، ملاحت اکبر فهمی ، حسن عشایری ، هاتف دوستدار

منبع : مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران

سال یازدهم ، شماره 2 ، تابستان 1392



تاریخ تهیه: ۱۳۹۲/۰۷/۰۱