تقویم تاریخ
تولد اردشیر كامكار ( - 1341) نوازنده كمانچه
عضـویت در خبـرنامه
نـام :
رایانامه :
نظـر سنجـی
شما مخاطب کدام بخش موسیقایی سایت هستید



آمـار بـازدید کننـدگان
بازدیدهای امروز : 111
بازدیدهای دیروز : 41
کل بـازدیـدها: 1742783
پژمان پارسایی

موسیقی خلقت(2)

_(قسمت دوم)...دکتر اوهنو در این باره می نویسد: « ملودی های DNA با عظمت و الهام بخش می باشند.بسیاری از افرادی که برای اولین بار این موسیقی را می شنوند، شروع به گریه می کنند. آنها نمی توانند باور کنند که بدنشان – که تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعی از مواد شیمایی است- شامل چنین هارمونی های معنوی و الهام بخشی باشد. نه تنها می توان با DNA موسیقی ساخت، بلکه حتی امکان معکوس کردن فرایند نیز ممکن است. به بیان دیگر شما یک بخش از موسیقی را برداشته و نت ها را به واحدهای سازنده DNA (نوکلئوتیدها) بر می گردانید. در پایان نتیجه شبیه یک رشته از DNA می شود. او هنوز تلاش کرد تا با قطعه شوپن این کار را انجام دهد. در پایان نتیجه شبیه یک ژن سرطانی شد! دانشمندان از نتایج این یافته ها در تحقیقات پزشکی نیز استفاده کرده اند. اگر شما هم اهمیت دنبال کردن این آواها را بدانید ممکن است به این نتیجه برسید که با بررسی دی ان ای در تریلیونها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شاید راهی برای بیش از پنج میلیون نفری که از سال 1990 مبتلا به سرطان تشخیص داده شده اند، پیدا شود. فابین مامن یک متخصص بیوانرژی است که با کمک هلن گریمال بیولوژیست و موسیقی دان، بیش از یک و نیم سال بر روی افکت های سلول های سرطانی در مرکز ملی فرانسه که یک مرکز معتبر تحقیقاتی است کار کرده اند. آنها به این نتیجه رسیده اند که سلول های بافتهای سرطانی صداهای مغشوش و ناهنجاری تولید می کنند. و علاوه بر این در آزمایشات بسیاری ثابت شد که قرار گرفتن سلول های سرطانی در معرض صداها و امواج صوتی، تغییراتی اساسی در آنها ایجاد می کند، صداهایی که آوا درمانی را به عنوان یک پتانسیل قوی درمانی برای این نوع بیماری ها و موارد بسیاردیگری مطرح می کند. مامن همچنین تحقیقاتی را بر روی دوبیمار مبتلا به سرطان سینه دنبال کرده است.هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره یک ماهه تحت آوا درمانی (موسیقی درمانی) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور یکی از آنها کاملا ناپدید شد، اما بیمار دوم مجبور شد تومور را جراحی کند. جراح او گزارش می دهد که اندازه تومور کاملا کوچک شده بود و تا حد بسیار زیادی هم تحلیل رفته بود. از این یافته ها به این نتیجه می رسیم که وقتی اندام هایمان بصورت هماهنگ آواز می خوانند ما سلامت هستیم و وقتی که آنها خارج از تنظیمشان آواز می خوانند ما احساس بیماری می کنیم. و این داستان شگفت انگیزتر می شود اگر بدانیم که تمام سلول های بدن یک موجود زنده، دارای یک نوعDNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود ( با وجود زبان و ساختار مشترک) ، با DNA دیگری متفاوت است و این بدین معناست که در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصر به فرد هستند. تصور کنید چگونه « 100 تریلیون سلول در بدن هر انسان در حال خواندن آوازی یگانه هستند و شاید این آواز، هم آوا با آواز کهکشان پرسیوس باشد! چرا که نه ؟ موسیقی¬دان و رهبر ارکستری که نتها را در آغاز آفرینش نوشته است یکی بوده و یکی هست. نکات جالب توجه دیگری نیز در این تحقیقات و یافته ها وجود دارد هرچه موجود از نظر تکاملی (تکامل در زیست شناسی) پیشرفته تر بوده، موسیقی DNA آن نیز پیچیده تر شده است. یک جاندار تک سلولی با داشتن DNA کمتر و پروتئین های محدودتر، موسیقی ساده تری ایجاد می کند، در حالیکه در انسان، هر ژن ( و پروتئین مربوط به آن) خود، آهنگی پیچیده می سازند و بدین سان ، هر انسان تبدیل به کنسرت باشکوهی می شود، در حالیکه خود در کنسرت آفرینش یک آهنگ است. و راستی در کنسرت بزرگ جهان ما آهنگ را چقدر هم آهنگ می نوازیم؟ آیا، هم آواز با هستی و خیره به دستان رهبر ارکستر می نوازیم؟ آیا با هر حرکت آرام او، آرام و با هر اشاره سریع ، تند می زنیم؟ شاید هم ساز خودمان را می زنیم؟

تاریخ تهیه: ۱۳۸۹/۱۰/۲۶